على محمدى خراسانى
15
شرح رسائل (فارسى)
بر اين مستصحب مترتب مىشود كه تفصيلا بحث شد . 2 - و گاهى مستصحب موضوعى از موضوعات لغويه است از قبيل عدم النقل كه عند الشك در نقل استصحاب مىشود و اصل عدم نقل جارى مىگردد و اثرى كه بر اين اصل مترتب مىشود همانا اثبات وضع اوليه و معناى موضوع له اصلى كلام است و از قبيل اصالة عدم القرينه كه در هنگام احتمال وجود قرينه به كار مىرود و نتيجه مىدهد تعيين مراد متكلم را كه مقصود معناى حقيقى است نه مجازى و هكذا در امثال اصالة عدم التخصيص و التقييد و الاشتراك و . . . در اينگونه موارد فرقى ميان مثبت و غير مثبت نيست بلكه اثر چه عقلى و چه شرعى بر اين اصول عدميه بار مىشود منتها همان گونه كه مكرر گفته شده اينگونه اصول در استصحابات مصطلح داخل نيستند بلكه از جملهء اصول لفظيهء عقلائيه هستند كه به مناط ظهور و ظن نوعى عند العقلاء ارزش دارند و سيرهء عقلاء بر تمسك به آنها مستقر شده است . 3 - و گاهى مستصحب ما حكمى از احكام شرعيهء عمليّهء اصوليه [ اصول فقه ] است از قبيل اينكه تا به حال يقين داشتيم به حجيت فلان امر و الآن شك مىكنيم در بقاء حجيت استصحاب جارى مىشود [ البته اگر حجيت و امثال آن استصحاب بردار باشند ] يا مثالى كه رحمت ا . . . در حاشيه آورده از قبيل استصحاب وجوب تقليد بر مجتهد متجزّى يا استصحاب وجود بقاء بر تقليد ميت بر كسانى كه در زمان حيات آن مجتهد مقلدش بودهاند . و . . . [ البته بنا بر اينكه اين دو نمونه و امثال آن از مسائل اصوليه باشند كه در مباحث اجتهاد و تقليد بايد بحث كرد ] در اينگونه از موارد هم كه مستصحب ما حكمى از احكام شرعيه است چنان كه در تنبيه ششم گفته آمد جميع الآثار الشرعيّة و العقلية مترتب مىشود و هذا معناى بقاء فلان وجوب است و گرنه يلزم اللغوية . . .